تبلیغات
شهدا ذخایر این مملکتند


شهدا ذخایر این مملکتند


پست آخر
جمعه 4 فروردین 1385

سلام

نمیدونم چطور شروع کنم اول بهتره فرا رسیدن سال جدید رو تبریک بگم همچین اربعین حسینی رو هم تسلیت میگم هر چند یکم دیر شد ولی خوب این دفعه اشکال نداره . خیلی جالبه که اربعین با سال نو تلاقی پیدا کرده . به قول یکی از بچه ها فقط یه دعا براتون میکنم اونم اینه که امیدوارم سالی حسینی داشته باشد . باید بگم که مشکلی پیش اومده که نمیتونم دیگه آپ کنم آره درسته کنکور !

از اونجایی هم که بعضی از دوستان کم لطفی کردند و حاضر نشدند که تو این دو سه ماه وبلاگ رو به روز کنن مجبورم که فعلا وبلاگ رو به حالت تعلیق در بیارم البته شاید خدا خواست و فرجی شد و یکی ادامه داد که بعید میدونم . صادقانه از همه ی دوستانی که تا اینجا کمک کردند همچنین دوستای دیگه که به وبلاگمون تشریف اوردن کمال تشکر رو دارم ببخشید اگه نتونستم جواب نظراتشونو بدم .  




نوشته شده توسط دوستدار شهدا در جمعه 4 فروردین 1385 و ساعت 11:03 ق.ظ


جمعه 5 اسفند 1384

« یه باره دیگه چهره ی زشت ظالمان نمایان شد و قلب همه ی مسلمین رو جریحه دار کرد . این مصیبت رو خدمت همه ی مسلمین و خدمت حضرت بقیة الله تسلیت عرض میکنم .  »

 

امام حسین علیه السلام از دیدگاه دکتر شریعتی(۲)

امام حسین‏علیه السلام‏
تأثیر اباعبدالله الحسین‏علیه السلام بر روى اندیشه‏هاى دكتر شریعتى و خلق روح حماسى و نگاه حسینى وى، در همه آثارش به وضوح دیده مى‏شود. بازتاب حماسه حسینى در جولان فكر و روحیه وى بسیار گسترده، شورانگیز و عمیق مى‏باشد؛ به طورى كه بسیارى از جریانات سیاسى و اجتماعى و رویدادهاى تاریخى را با رویكرد به «حادثه كربلا» تحلیل و ارزیابى مى‏كند. پرداختن به عاشوراى حسینى از منظر دكتر شریعتى بیشتر انعكاس یك قریحه قوى، احساس شورانگیز و ترجمان روح حماسى و بى‏تاب اوست. این بخش در زوایاى مختلفى قابل مدح است، كه اختصاراً به چند مورد از آن مى‏پردازیم:
 
الف) شرایط نهضت امام حسین‏علیه السلام‏
"شكل مبارزه‏اى كه حسین انتخاب كرده، قابل فهمیدن نیست مگر این كه اوضاع و شرایطى كه حسین در آن شرایط، قیام خاصّ خودش را آغاز كرد، فهمیده بشود... اكنون حسین مسئول نگاهبانى انقلابى است كه آخرین پایگاه‏هاى مقاومتش از دست رفته است و از قدرت جدش و پدر و برادرش، یعنى حكومت اسلام و جبهه حقیقت و عدالت، یك شمشیر برایش نمانده و حتى یك سرباز! سال‏هایى است كه بنى‏امیه همه پایگاه‏هاى اجتماعى را فتح كرده است."
اسلام در این زمان، چون پوستین وارونه شده است؛ ارزش‏هاى اسلامى رنگ باخته و دین با حاكمیت افراد فاسد و غاصب، رو به انحطاط و انحراف مى‏رود. امام حسین‏علیه السلام در چنین شرایطى براى اصلاح دین جدش قیام مى‏كند؛ از یك سو، نیرویى براى تغییر وضع موجود ندارد و از دیگر سو، در سكوت خود مشعل امیدى نمى‏بیند. بنابراین، با تنهاترین و برنده‏ترین سلاح، سلاح شهادت، به رویارویى با یزید، مظهر باطل مى‏شتابد و با شهادت خویش بر آنها پیروز مى‏شود. 
 
ب) بایستن و نتوانستن‏
"فتواى حسین این است: آرى! در نتوانستن نیز بایستن هست؛ براى او زندگى، عقیده و جهاد است. بنابراین، اگر او زنده است و به دلیل این كه زنده است، مسئولیت جهاد در راه عقیده را دارد. انسان زنده، مسئول است و نه فقط انسان توانا. و از حسین، زنده‏تر كیست؟ در تاریخ ما، كیست كه به اندازه او حق داشته باشد كه زندگى كند؟ و شایسته باشد كه زنده بماند؟ نفس انسان بودن، آگاه بودن، ایمان داشتن، زندگى كردن، آدمى را مسئول جهاد مى‏كند و حسین مَثَلِ اعلاى انسانیت زنده، عاشق و آگاه است. توانستن یا نتوانستن، ضعف یا قدرت، تنهایى یا جمعیت، فقط شكل انجام رسالت و چگونگى تحقق مسئولیت را تعیین مى‏كند نه وجود آن را."
«بایستن» یعنى براى انجام دادن وظیفه مسئولیت دینى و شرعى، تلاش نمودن و تا حد توان براى پیشبرد آن، به تناسب زمان و شرایط، اقدام كردن. گویاترین كلام براى اداى این مفهوم، فرمایش حضرت امام‏ قدس سره است؛ ایشان در پیامى فرمودند:
"ما مأمور به اداى تكلیف و وظیفه‏ایم، نه مأمور به نتیجه."
هر مسلمانى در هر شرایطى، وظیفه‏اى دارد كه باید بدان عمل نماید؛ لیكن اقتضاى زمان، شكل انجام وظیفه را به تناسب خود، دستخوش تغییر مى‏سازد. عمل به وظیفه در بستر زمانى خاص، «جهاد» و در شرایطى «فقه» و در برهه‏اى «پرداختن به مسایل علمى» است؛ لیكن آنچه با تحول زمان دگرگون نمى‏شود، اصل اداى تكلیف و انجام وظیفه است.
 
ج) هنر خوب مردن‏
"او (امام حسین‏علیه السلام) فرزند خانواده‏اى است كه هنر خوب مردن را در مكتب حیات، خوب آموخته است... آموزگار بزرگ شهادت اكنون برخاسته است تا به همه آنها كه جهاد را تنها در توانستن مى‏فهمند و به همه آنها كه پیروزى بر خصم را تنها در غلبه، بیاموزد كه شهادت نه یك باختن، كه یك انتخاب است؛ انتخابى كه در آن، مجاهد با قربانى كردن خویش در آستانه معبد آزادى و محراب عشق، پیروز مى‏شود و حسین «وارث آدم» - كه به بنى‏آدم زیستن داد - و «وارث پیامبران بزرگ» - كه به انسان چگونه باید زیست را آموختند - اكنون آمده است تا در این روزگار به فرزندان آدم چگونه باید مردن را بیاموزند."
شهادت، هنر مردان خداست؛ چنان كه خوب زیستن و خوب زندگى كردن، هنر مردان الهى مى‏باشد. خوب مردن نیز هنرى است كه در درجه اول، شهدا آن را به ارث مى‏برند. شهدا شمع‏هاى فروزانى هستند كه با نثار هستى و وجود خود در محضر حق تعالى، پیروز مى‏شوند. سیدالشهداء سمبل و الگوى خوب مردن (شهادت) در همه اعصار است. مقتدایان امام حسین‏علیه السلام كسانى هستند كه از مایه جان خویش در راه خدا نثار مى‏كنند و به راستى حسین آموزگار بزرگ شهادت است كه هنر خوب مردن را در جان بى‏تاب انسان‏هاى عاشق، تزریق میكند.
 
د) آثار شهادت امام حسین‏علیه السلام‏
"برخى درباره آثار شهادت حسینى تردید كردند! و آن را قیامى خوانده‏اند كه شكست خورده است؛ شگفتا! كدام جهاد و كدام جنگِ پیروزى بوده است كه دامنه فتوحاتش در سطح جامعه در عمق اندیشه و احساس و در طول زمان و ادوار تاریخ، این همه گسترده و عمیق و بارآور باشد؟... حسین با شهادت «ید بیضاء» كرد، از خون شهیدان «دم مسیحائى» ساخت كه كور را بینا مى‏كند و مرده را حیات مى‏بخشد... اما نه تنها در عصر خویش و در سرزمین خویش، كه «شهادت» جنگ نیست، رسالت است؛ سلاح نیست، پیام است؛ كلمه‏اى است كه با خون تلفظ مى‏شود."
تأثیر حادثه كربلا، هم در بستر زمان خود و هم در طول تاریخ، عمیق و فراگیر بوده است. نهضت‏هایى كه با فاصله كمى با الهام‏گیرى از قیام خونین كربلا شكفتند - مانند قیام توابین و ابومسلم خراسانى - و جان‏هاى مردمى كه از ترنم خون‏هاى گرم شهیدان كربلا زندگى یافتند، معدود نیستند؛ انقلاب اسلامى شاهد و مثالى زنده در عصر حاضر است كه هم در شروع نهضت، پیروزى انقلاب، ثبات نظام و ادامه آن تا هم اكنون همواره زیر درخشش پرتو عشق به اباعبدالله الحسین‏علیه السلام جریان یافته است. به راستى كدامین عشق و ایمان جوشان براى پیشبرد انقلاب اسلامى مى‏توانست به اندازه عشق و ایمان حسینى مؤثر باشد؟
 
ه) زندگان جاوید
"آنها كه تن به هر ذلتى مى‏دهند تا زنده بمانند، مرده‏هاى خاموش و پلید تاریخند و ببینید آیا كسانى كه سخاوتمندانه با حسین به قتلگاه خویش آمده‏اند و مرگ خویش را انتخاب كرده‏اند - در حالى كه صدها گریزگاه آبرومندانه براى ماندنشان بود و صدها توجیه شرعى و دینى براى زنده ماندن شان بود - توجیه و تأویل نكرده‏اند و مرده‏اند، اینها زنده هستند؟ آیا آنها كه براى ماندن‏شان تن به ذلت و پستى، رها كردن حسین و تحمل كردن یزید دادند، كدام هنوز زنده‏اند؟ هر كس زنده بودن را فقط در یك لَشِ متحرك نمى‏بیند، زنده بودن و شاهد بودن حسین را با همه وجودش مى‏بیند، حس مى‏كند و مرگ كسانى را كه به ذلت‏ها تن داده‏اند تا زنده بمانند، مى‏بیند."
شهدا زنده‏اند و سیدالشهداء زنده‏ترین شهید تاریخ است. نام او، یاد او، خاطره او و داستان شگرف كربلاى او، همه و همه در طول تاریخ براى همه نسل‏ها نیروبخش، حیات آفرین، امیدزا و انقلاب گستر است. به راستى كدامین ملت را مى‏توان سراغ گرفت كه با روح و خون حسین همگرایى كنند و به افتخار یكى از دو پیروزى نرسند؟ خون حسین، مایه حیات‏ بخشى است كه در گذر زمان بر كالبد ملت‏ها دمیده مى‏شود و آنها را به زندگى فرا مى‏خواند و حسین‏علیه السلام زنده جاویدى است كه هر سال، دوباره شهید مى‏شود و همگان را به یارى جبهه حق زمان خود، دعوت مى‏كند.
 
و) ساعات آخر شهادت‏
"عصر عاشورا، امام حسین‏علیه السلام با آن دقت نظافت مى‏كند، با آن دقت آرایش مى‏كند، بهترین لباس‏هایش را مى‏پوشد و بهترین عطرهایش را مى‏زند، در اوج خون و در اوج مرگ و در اوج نابودىِ همه كسانش و در آستانه رفتن خودش، هر ساعتى كه مى‏گذشت و شهدا هم بر هم انباشته مى‏شدند، چهره او گلگون‏تر و برافروخته‏تر و قلبش بیشتر به تپش مى‏آمد، كه مى‏دانست فاصله حضور، اندك است؛ چه «شهادت» حضور نیز هست."
حضور شایسته در محضر خدا، آرزوى سرشار از اشتیاقى است كه مردان خدا همواره براى آن، لحظه شمارى مى‏كنند و شهادت، شایسته‏ترین وسیله حضور در پیشگاه الهى است. آرایش با دقّت امام ‏حسین‏علیه السلام در عصر عاشورا نیز به خاطر شایسته‏ترین حضورى است كه یك امام مى‏تواند در محضر الهى داشته باشد.
 
ز ) مسئولیت ما
"این كه حسین فریاد مى‏زند - پس از این كه همه عزیزانش را در خون مى‏بیند و جز دشمن كینه توز و غارتگر در برابرش نمى‏بیند - فریاد مى‏زند كه: «آیا كسى هست كه مرا یارى كند و انتقام كشد؟» «هل من ناصر ینصرنى؟»؛ مگر نمى‏داند كه كسى نیست كه او را یارى كند و انتقام گیرد؟ این «سؤال»، سؤال از تاریخ فرداى بشرى است و این پرسش، از آینده است و از همه ماست و این سؤال، انتظار حسین را از عاشقانش بیان مى‏كند و دعوت شهادت او را به همه كسانى كه براى شهیدان حرمت و عظمت قائلند، اعلام مى‏نماید."
امام حسین‏علیه السلام مظهر و سمبل حق است كه در همه عصرها، چون نمادى زنده و خروشان، ظهور پیدا مى‏كند و همه كسانى را كه از پاسدارى حقیقت زمان خود طفره مى‏روند، به یارى مى‏طلبد و در واقع یارى طلبیدن امامِ عشق در كربلا، انعكاس موج اندیشه اسلامى براى كمك به حق در همه زمان‏هاست. «هل من ناصر ینصرنى»، یعنى آیا كمك كننده‏اى هست كه حق را یارى كند؟
 
 حضرت زینب‏علیها السلام‏
نمى‏توان از كربلاى حسین نوشت و در آن، از كار بزرگ زینبى یادى نكرد؛ چرا كه حادثه كربلا با نقش مكمّل و بى‏بدیل حضرت زینب‏علیها السلام كامل مى‏شود. مرحوم شریعتى در این مورد مى‏گوید:
"رسالت پیام از امروز عصر، آغاز مى‏شود. این رسالت بر دوش‌هاى ظریف یك زن، «زینب» - زنى كه مردانگى در ركاب او جوانمردى آموخته است و رسالت زینب دشوارتر و سنگین‏تر از رسالت برادرش. آنهایى كه گستاخى آن را دارند كه مرگ خویش را انتخاب كنند، تنها به یك انتخاب بزرگ دست زده‏اند؛ اما كار آنها كه از آن پس زنده مى‏مانند، دشوار است و سنگین. و زینب مانده است، كاروان اسیران در پى‏اش، و صف‌هاى دشمن تا افق در پیش راهش، و رسالت رساندن پیام برادر بر دوشش. وارد شهر مى‏شود، از صحنه بر مى‏گردد. آن باغ‏هاى سرخ شهادت را پشت سر گذاشته و از پیراهنش بوى گل‌هاى سرخ به مشام مى‏رسد. وارد شهر جنایت، پایتخت قدرت، پایتخت ستم و جلادى شده است؛ آرام و پیروز، سراپا افتخار؛ بر سر قدرت و قساوت، بر سر بردگان مزدور و جلادان و بردگان استعمار و استبداد فریاد مى‏زند: «سپاس خداوند را كه این همه كرامت و این همه عزت به خاندان ما عطا كرد، افتخار نبوت، افتخار شهادت...» اگر زینب پیام كربلا را به تاریخ باز نگوید، كربلا در تاریخ مى‏ماند."

بدون شك حضور حضرت زینب‏علیهاالسلام در كربلا به عنوان پیام رسان شهیدان، حیاتى‏ترین عنصر در ماندگارى «حماسه حسینى» است. اگر زینب نبود، كربلا در كربلا مى‏ماند و حماسه درخشان حسینى اسیر حصار زمان خود مى‏شد. حضرت زینب‏علیها السلام خود سرود حماسه‏اى بود كه درخشید و حماسه سترگ كربلا را در همه زمان‏ها سارى و جارى ساخت.  


  
   




نوشته شده توسط دوستدار شهدا در جمعه 5 اسفند 1384 و ساعت 11:02 ق.ظ

جمعه 28 بهمن 1384

امام حسین علیه السلام از دیدگاه دکتر شریعتی(۱)

برخى از سخنرانى‏ها و نوشته‏هاى دكتر شریعتى در مورد شهادت امام حسین‏علیه السلام و حادثه كربلا، از جمله آثار خوب وى به شمار مى‏رود. در این نوشتار سعى خواهیم نمود به حدّ وسع خود، دیدگاه دكتر شریعتى را در این موارد به تصویر كشیم:
 

1. شهید
نوع فهم دكتر شریعتى از مفهوم عالى شهید، برداشتى خالص، عمیق و ناب از فرهنگ اصیل اسلامى است. وى در تعریف كلمه «شهید» مى‏گوید:
"شهید در لغت، به معناى حاضر، ناظر، به معناى گواه و گواهى دهنده و خبر دهنده راستین و امین و هم چنین به معنى آگاه و نیز به معنى محسوس و مشهود، كسى كه همه چشم‏ها به او است و بالاخره به معنى نمونه، الگو و سرمشق است.
«شهید» زنده، جاوید، حماسه ساز، عارف، آگاه، انتخاب‏گر و روزى خوار نعم الهى است و این اصیل‏ترین دریافت از متون و فرهنگ اسلامى به شمار مى‏رود، چنانچه قرآن كریم نیز بدان اشاره مى‏كند. دكتر شریعتى در جاى دیگر مى‏نویسد:
"شهید، قلب تاریخ است؛ هم چنان كه قلب به رگ هاى خشك اندام، خون، حیات و زندگى مى‏دهد، جامعه‏اى كه رو به مردن مى‏رود، جامعه‏اى كه فرزندانش ایمان خویش را به خویش، از دست داده‏اند و جامعه‏اى كه به مرگ تدریجى گرفتار است، جامعه‏اى كه تسلیم را تمكین كرده است، جامعه‏اى كه احساس مسئولیت را از یاد برده است و جامعه‏اى كه اعتقاد به انسان بودن را در خود باخته است و تاریخى كه از حیات و جنبش و حركت و زایش بازمانده است؛ شهید همچون قلبى، به اندام‏هاى خشك مرده بى‏رمق این جامعه، خون خویش را مى‏رساند و بزرگترین معجزه شهادتش این است كه به یك نسل، ایمان جدید به خویشتن را مى‏بخشد. شهید حاضر است و همیشه جاوید؛ كى غائب است؟"
بخش فوق بیشتر رویكردى كربلایى دارد، بدین معنا كه دكتر با نگاه به شهیدان كربلا و فضاى حاكم بر آن، به وصف شهید پرداخته است و الا همیشه اینگونه نیست كه در جامعه‏اى منحط و رو به عقب، سیماى تابناك شهید رخ نماید. شهداى جهادهاى نبى ‏اكرم ‏صلى الله علیه و آله و امام على‏علیه السلام شاهد این ادعاست.

2. شهادت‏
شهادت، بُرنده‏ترین سلاحى است كه هیچ دشمنى را یاراى مقاومت در برابر آن نیست، مرحوم شریعتى در این باره بحث‏هاى مبسوطى دارد كه براى رعایت اختصار، به گزیده‏هایى از آن اشاره مى‏كنیم.
"یكى از بهترین و حیات بخش‏ترین سرمایه‏هایى كه در تاریخ تشیع وجود دارد، شهادت است."
"در فرهنگ ما شهادت، مرگى نیست كه دشمن ما بر مجاهد تحمیل كند. شهادت مرگ دلخواهى است كه مجاهد با همه آگاهى و همه منطق و شعور و بیدارى و بینایى خویش، خود انتخاب مى‏كند!... شهادت، در یك كلمه - بر خلاف تاریخ‏هاى دیگر كه حادثه‏اى است و درگیرى است و مرگ تحمیل شده بر قهرمان است و تراژدى است - در فرهنگ ما، یك درجه است، وسیله نیست؛ خود هدف است، اصالت است؛ خود یك تكامل، یك علو است؛ خود یك مسئولیت بزرگ است؛ خود یك راه نیم ‏بُر به طرف صعود به قله معراج بشریت است و یك فرهنگ است.
امروز این سخنان با پشتوانه سرمایه عظیم انقلاب، جنگ تحمیلى و اندیشه‏هاى ناب حضرت امام ‏قدس سره براى نسل جدید، عادى و جا افتاده شده است؛ لیكن در اواخر سال 50 كه این سخنرانى‏ها ایراد شده، فضاى فكرى جامعه دست خوش تحولات اساسى بود و لزوم ارائه مفاهیم «حماسى اسلامى» به زبان روز و متناسب با زمان، به شدت احساس مى‏شد.
علاوه بر این، خفقان و امنیت پلیسى حاكم بر آن دوره تاریخى، بیانگر شهامت و شجاعت سخنران است؛ به طورى كه بعد از سخنرانى «پس از شهادت» در مسجد جامع نارمك، حاضران تظاهرات با شكوهى برپا كردند.

مرحوم شریعتى شهادت را به دو بخش حمزه‏اى و حسینى تقسیم مى‏كند. شهید مطهرى نیز از منظرى دیگر، بدان مى‏پردازد؛ وى در این مورد مى‏نویسد: "جناب حمزه، سیدالشهداى زمان خودش است و امام حسین‏علیه السلام سیدالشهداى همه زمان‏ها است."
دكتر شریعتى در این باره مى‏گوید: "ما دو نوع شهید داریم؛ سمبل یكى حمزه سیدالشهداء، و سمبل دیگرى امام حسین‏علیه السلام است."
براى روشن شدن تقسیم بندى فوق، مستقلاً به هر كدام مى‏پردازیم.
 

شهادت حمزه‏اى‏
«حمزه یك قهرمان مجاهد است كه براى پیروزى و شكستن دشمن رفته، شكست خورده و كشته و شهید شده است... حمزه و سایر مجاهدان براى پیروزى آمده بودند - البته با احتمال این كه اگر هم مرگ شده، شد - و هدفشان پیروزى و شكستن دشمن بود... بنابراین شهید حمزه‏اى و شهادت حمزه‏اى، عبارت است از مردى و كشته شدن مردى كه آهنگ كشتن دشمن كرده است."
دكتر شریعتى شهداى حمزه‏اى را مجاهدانى مى‏داند كه نه براى شهید شدن، كه كشتن و شكست دادن دشمن به میدان جهاد شتافته‏اند و شهادت، آنها را انتخاب كرده و روزى آنها شده است. به عبارتى وظیفه اولیه اسلامى شهداى حمزه‏اى، شكست دشمن و حفظ اردوگاه اسلام است، لیكن قضاى الهى بر سرنوشت ایشان، شهادت نوشته است. بنابراین، شهید حمزه‏اى آرزومند شهادت است ولى در پى آن نمى‏باشد؛ چرا كه وظیفه اولیه خود را شكست دادن دشمن مى‏داند. و در صورت لزوم، از شهادت استقبال مى‏كند.
 
شهادت حسینى‏علیه السلام‏
"شهادت حسینى كشته شدن مردى است كه خود براى كشته شدن خویش قیام كرده است... امام حسین‏علیه السلام از مقوله دیگرى است؛ او نیامده است كه دشمن را با زور شمشیر بشكند و خود پیروز شود، و بعد موفق نشده و یا در یك تصادف یا ترور توسط وحشى، كشته شده باشد. این‏ طور نیست، او در حالى كه مى‏توانسته است در خانه‏اش بنشیند و زنده بماند، به پا خاسته و آگاهانه به استقبال مردن شتافته و در آن لحظه، مرگ و نفى خویشتن را انتخاب كرده است... امام حسین‏علیه السلام یك شهید است كه حتى پیش از كشته شدن خویش به شهادت رسیده است؛ نه در گودى قتلگاه، بلكه در درون خانه خویش، از آن لحظه كه به دعوت ولید - حاكم مدینه - كه از او بیعت مطالبه مى‏كرد، «نه» گفت، این، «نه» طرد و نفى چیزى بود كه در قبال آن، شهادت انتخاب شده است و از آن لحظه، حسین شهید است."
سمبل شهادت حسینى در این تعریف، تنها سلاح پیروز است. البته شهادت حسینى شرایط ویژه خود را مى‏طلبد. وقتى ظلم، انحطاط و انحراف همه گیر مى‏شود و ارزش‏هاى والاى اسلامى مسخ مى‏گردد و موعظه‏ها بر گوش‏هاى سنگین كارگر نمى‏افتد؛ حسین با همه دانایى به عدم توانایى خود در پیروزى ظاهرى بر دشمن، علناً به پیشواز مرگ مى‏رود و با انتخاب شهادت، بزرگترین كارى را كه مى‏شد كرد، انجام مى‏دهد.
ثمره شهادت امام حسین‏علیه السلام آگاهى و بازگشت مردم به هویّت اصیل اسلامى و زدن داغ رسوایى كُشتن فرزند رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم بر پیشانى كریه حكومت یزید است.
در شهادت حسینى، وظیفه اولیه اسلامى براى یارى دین خدا، شهادت است؛ در این جا مجاهد فى‏سبیل‏الله با شهادت خود، دین خدا را یارى مى‏كند. شهادت عمار یاسر نیز از این قبیل است؛ لیكن انعكاس شهادت اباعبدالله الحسین‏علیه السلام به دلایلى گسترده و خارج از ظرف زمان است.
در شهادت حسینى، شهید با خوب مردن پیروز مى‏شود و در شهادت حمزه‏اى، با خوب كشتن. در شهادت حسینى، شهید با شكست ظاهرى از دشمن پیروز مى‏شود و در شهادت حمزه‏اى، شهید با پیروزى بر دشمن. در شهادت حسینى، وظیفه اولیه شهید، شهادت است و در شهادت حمزه‏اى، وظیفه اولیه شهید، مجاهدت و تلاش براى شكست دشمن است.




نوشته شده توسط دوستدار شهدا در جمعه 28 بهمن 1384 و ساعت 10:02 ق.ظ

پنجشنبه 13 بهمن 1384

سلام دوستان

یه باره دیگه محرم اومد بازم همه جا سیاهپوش شده بازم همه جا پرچم زدن « یا حسین(ع) » یا اسم ساقی کربلا رو نوشتن همه جا بوی محرم گرفته اصلا انگار همه ی طبیعت فریاد میزنه یا حسین . خوبه ما هم تو این ماه حسینی بشیم نه تنها تو این ماه بلکه همیشه حسینی بمونیم . بچه ها یادمون باشه فقط روضه و گریه نباشه پیام عاشورا رو به یاد داشته باشید : برپایی نماز و امر به معروف و نهی از منکر ؛ ایناست که مهمه .

امروز مامانم از داییم که شهید شده میگفت که تو این ماهها نمی ذاشته مادرش زیاد به روضه بره بهش میگفته تو بمون خونه و بچه هاتو تربیت کن و اونا رو حسینی بار بیار امام حسین اینو از تو میخواد . من که فقط عکس داییم رو دیدم ولی هنوز میتونم صداشو احساس کنم که اینو میگه : امام زمانتو بشناس و نذار همون بلایی که سر امام حسین اوردند سر امام زمان بیارن الان شاید اوضاع بدتر از زمان امام حسین باشه . آخه ما تا کی میخوایم غافل باشیم دیگه وقتشه بیدار بشیم بگیم امام زمان به جان عمویت عباس ظهور کن تا ببینی چطور در راهت جان میدهیم . ما مثل خیلی از اصحاب حسین نیستیم که تو رو تنها بزاریم . قسم به عصمت زهرا  بیا ز غیبت کبری   دگر بس است جدایی خدا کند که بیایی .

محرم

یا علی 




نوشته شده توسط دوستدار شهدا در پنجشنبه 13 بهمن 1384 و ساعت 07:02 ق.ظ

میلاد امام رضا (ع)
سه شنبه 22 آذر 1384

سلام دوستان

پیشاپیش ولادت با سعادت شمس الشموس حضرت علی بن موسی الرضا (ع) رو خدمت محضر آقا امام زمان (عج) و همه ی دوستان تبریک و تهنیت عرض می کنیم .

شادان و غزلخوان همه رو سوی تو دارند

                    تو را به حق آن خدای ذوالعلا      به جد خود همان حبیب کبریا

                     برکن دین حق علی مرتضی      به فاطمه گل و شکوفه ی وفا

                         بنور دیده ی محمد امین       سرور فاطمه حسن امام دین

                 به یکه تاز عشق امید عالمین       حسین شهید حق  بدست مشرکین

                    تو را به حق وارثین مصطفی      به اسم اعظم و به کعبه و صفا

                   به عاشقان حق که در ره خدا      نموده جان خود برای دین فدا

                  بهشت عاشقان جمال روی تو       امید عارفان رخ نکوی تو

                    همیشه بوده دل در آرزوی تو        تو سروری و ما غلام کوی تو

               

                        ما در این دهر غریبیم و در این بحر اسیر  یا رضا دستی بگیر


رسول گرامی اسلام می فرماید برای شهید هفت خصلت از جانب خدا وجود دارد :

۱- اولین قطره ی خونی که از بدن شهید چکه می کند تمامی گناهان او بخشیده می شود .

۲- همسر بهشتیش سرش را به دامن میگیرد و غبار از چهره اش پاک می کند و به او می گوید آفرین بر تو باد .

۳- از لباسهای بهشتی می پوشد که نمونه آنرا در دنیا نمی شناسیم .

۴- خزانه داران بهشت در استقبال او با عطر و بوهای خوش با یکدیگر مسابقه میگذارند تا از دست کدام یک گلهای بهشتی را بگیرند .

۵- خانه و منزل خود را در بهشت می بیند .

۶- به روح پاکش می گویند زودتر در هر جای بهشت که میخواهی منزل کن .

۷- به چهره عظمت حق نگاه می کند و آن برای پیامبر و شهید سبب آرامش است .

باز هم از پیامبر  :

سه گروه شافع روز قیامتند انبیا ؛ علما و شهدا و در دروایت دیگر پیامبر می فرماید هر شهید می تواند هفتاد تن از نزدیکانش را شفاعت کند

 

شهید محمد علی دورقی : فقط و فقط بر او توکل کنید که خداوند متعال است که می تواند بزرگترین مشکلات بندگان را آسان کند .

شهید محمد ابراهیم همت : ما در راه خدا مبارزه می کنیم و مبارزه ما شکست ندارد مرحلی آخر این راه شهادت است که خود بزرگترین پیروزی است .

استاد شهید مطهری : عالم و مربی و صنعتگر و فیلسوف مدیون شهدایند و شهدا مدیون کسی نیستند .

 


بخش آزاد :

به حضرت موسی (ع) وحی شد شش چیز در شش جاست و مردم در جای دیگر طلب می کنند و هرگز نمی یابند :

۱- من آسایش را در بهشت قرار دادم و مردم در دنیا می جویند .

۲- علم را در گرسنگی گذارده ام در سیری می طلبند .

۳- عزت را در بیداری شب نهاده ام در دربار پادشاهان جستجو می کنند .

۴- رفعت را در فروتنی گذاشته ام در تکبر می خواهند .

۵- مستجاب شدن دعا را در غذای حلال مقرر کرده ام در سر و صدا می جویند .

۶- بی نیازی را در قناعت قرار داده ام در زیادی مال می طلبند .

خنده می بینی ولی از گریه ی دل غافلی

                                 خانه ی دل اندرون ابرست و بیرون آفتاب

-


یاد یار

عالم مصیبتخانه شد      دلها  زغم ویرانه شد

آزادگی افسانه شد       بی دینی آزادانه شد

فریاد از این اشقیا       مهدی بیا مهدی بیا

     تا کی گرفتار قفس      تا کی اسیر و بی نفس

ما را نباشد جز تو کس     فریاد رس فریاد رس

   ای پور ختم انبیا      مهدی بیا مهدی بیا

  ای رهنمای محترم        میر عرب فخر عجم

           حق حسینت از کرم      ما را رها کن زین رنج و غم

درمان تو بنما دردها       مهدی بیا مهدی بیا

تا کی گرفتار خسان      تا کی ذلیل نا کسان

                ای رهنمای انس و جان     وی ناجی ما شیعیان

  سردار ملک لافتی     مهدی بیا مهدی بیا

هر خانه ای داده شهید      از داغشان قدم ها خمید

    ای خلق عالم را امید       موها ز هجرت شد سفید

                 تا کی به محنت مبتلا       مهدی بیا مهدی بیا

آزادی عنوان کرده اند       منسوخ ایمان کرده اند

احکام کتمان کرده اند        ما را پریشان کرده اند

تا دین نگردیده فنا        مهدی بیا مهدی بیا

     ما همه خون جگر       دست عزا داریم به سر

                 بهر شهیدان نوحه گر     ای خاتم اثنا عشر

درد ما را ده شفا       مهدی بیا مهدی بیا




نوشته شده توسط دوستدار شهدا در سه شنبه 22 آذر 1384 و ساعت 09:12 ق.ظ

دوشنبه 7 آذر 1384

سلام دوستان

قبل از هر چیز شهادت ششمین نور از انوار الهی حضرت امام جعفر صادق (ع) پایگزار مذهب شیعه را خدمت شما و همه ی مسلمین بخصوص شیعیان تسلیت عرض می کنیم .

قال الصادق (ع) :

مومن به اندازه ی کارهای خوبش آزمایش می شود  پس هر که دینش درست و کارش نیکو باشد بلایش سخت گردد چرا که خداوند عز و جل دنیا را نه برای پاداش مومن قرار داده و نه کیفری برای کافر و هرکس دینش سست و عملش ضعیف باشد بلایش اندک باشد . ( بحارالانوار ۶۷ )


این متن رو تا آخر بخونید وقتی که تا آخر خوندید می فهمید که چی بوده :

عشق به خدا یعنی چه ؟

خداوند متعال می فرماید : هرکس مرا طلب کند در خواهد یافت مرا و کسی که مرا در یابد به من معرفت پیدا خواهد کرد و هر کس مرا شناخت به من محبت می ورزد و کسی که مرا دوست داشت و محبت ورزید عاشقم می شود و کسی که عاشقم شد من هم عاشقش می شوم و کسی که عاشقش شدم به شهادتش می رسانم و کسی را که شهید کردم بر من است دیه ی او و کسی که دیه اش بر من باشد من خود دیه او می شوم . 

قال الشیطان : از آدم در تعجبم از اینکه خداوند را دوست دارند و او را می پرستند ولی اطاعت او نمی کنند . اما مرا لعن و نفرین می کنند و مرا دشمن می دانند و در عوض مرا اینقدر اطاعت میکنند .


نگاه آزاد :

ـ نماز

                مرا غرض ز نماز آن بود که یک ساعت          غم فراق تو را با تو زار بگذارم

                وگرنه این چه نمازی بود که من بی تو         نشسته روی به محراب و دل به بازارم

ـ فراوان لبخند زدن هزینه ای ندارد اما تاثیری دارد که قابل تصور نیست .

ـ           دنیا همه هیچ و کار دنیا همه هیچ         ای هیچ برای هیچ در هیچ مپیچ

ـ کشنده تر از نیش مار فرزند حق نشناس است .



با شهیدان

                                                 

شهید بیدخ : آنان که به هزار دلیل زندگی می کنند به هزار یک دلیل نمی توانند زندگی را ترک کنند ولی آنان که به یک دلیل زندگی می کنند به همان دلیل می توانند زندگی را ترک کنند

شهید سید حسن علم الهدی : ما عاقلانه فکر می کنیم و عاشقانه عمل می کنیم .

درد و دل یه خواهر شهید :

لبخندهای پشت خاکریز

آپاراتی دشمن

راننده آمبولانس بودم در خط حلبچه . یک روز با ماشین بدون زاپاس رفته بودم جلو شهید و مجروح بیاورم . دست بر قضا یکی از لاستیک ها پنچر شد .

رفتم واحد بهداری و به یکی از برادران واحد گفتم : آپاراتی این نزدیکی ها نیست ؟ مکثی کرد و گفت : چرا چرا . پرسیدم کجا ؟

جواب داد : لاستیک را باز کن ببر آن طرف خاکریز ( منظورش محل استقرار نیروهای عراقی بود ) به یک دو راهی میرسی بعد دست چپ صد متر جلوتر سنگر فرماندهی است . برو آنجا بگو مرا فلانی فرستاده  پسر خاله ات!! اگر احیانا قبول نکرد با همان لاستیک بکوب تو مغزش ملاحظه من را نکن. 




نوشته شده توسط دوستدار شهدا در دوشنبه 7 آذر 1384 و ساعت 08:11 ق.ظ


کجایید ای شهیدان خدایی
شنبه 21 آبان 1384
کجایید ای شهیدان خداییکجایید ای سبک روحان عاشقکجایید ای شهان آسمانیکجایید ای ز جان و جا رهیدهکجایید ای در زندان شکستهکجایید ای در مخزن گشادهدر آن بحرید کاین عالم کف او استکف دریاست صورت​های عالمدلم کف کرد کاین نقش سخن شدبرآ ای شمس تبریزی ز مشرقبلاجویان دشت کربلاییپرنده​تر ز مرغان هواییبدانسته فلک را درگشاییکسی مر عقل را گوید کجاییبداده وام داران را رهاییکجایید ای نوای بی​نواییزمانی بیش دارید آشناییز کف بگذر اگر اهل صفاییبهل نقش و به دل رو گر ز ماییکه اصل اصل اصل هر ضیایی



نوشته شده توسط دوستدار شهدا در شنبه 21 آبان 1384 و ساعت 06:11 ق.ظ

عید سعید فطر
پنجشنبه 12 آبان 1384

سلام دوستان

این عید رو به همه تبریک میگم امیدوارم بهره ی لازم رو از رمضان برده باشید ان شاءالله . آره دیگه تموم شد خیلی زود اصلا نفهمیدیم چی شد به قول شاعر : « ناگهان چقدر زود دیر شد » معلومه خیلی خوش گذشته که اینقدر به سرعت گذشت ولی بچه ها یادمون باشه سفره ی خدا همیشه پهنه و فرصت ها تموم نشده در ضمن این نشه که دیگه رمضان تموم شد ما دوباره همون آدم قبلی مونده باشم یادتون باشه که { کل یوم لا یعصی الله فیه فهو عید } « هر روزی که در آن نافرمانی خدا نشود آن روز عید است » نهج البلاغه حکمت ۴۲۸.

بهترین کار اینه که همه ی کینه و کدورت ها رو کنار بزاریم آقا اصلا انگار تازه به دنیا اومدیم و از کسی ناراحت نیستیم و بریم با همه آشتی کنیم حتی کسی که اون از ما قهر کرده ما خودمون پا پیش بزاریم آشتی کنیم خیلی خوبه اینکار واقعا وقتی انجامش دادیم اونوقت لذت بخشش رو می چشیم .

یه مطلب دیگه اینکه ما رو ببخشید از اینکه دیر به دیر آپ میکنیم ولی خوب کنکور و هزار مصیبت دیگه شما به بزرگواریتون ببخشید و در ضمن من نمی دونم چرا وقتی میام میبینم تعداد بازدید کننده ها بد نیست ولی حتی یکیشونم نظر نمی زاره یعنی حتی وبلاگمون ایرادی نداره بیاد تو نظرات بگه ؟ آخه بالاخره ما باید از نظرات شما هم استفاده کنیم .

ان شاءالله همیشه شاد و موفق باشید یا علی

عید فطر




نوشته شده توسط دوستدار شهدا در پنجشنبه 12 آبان 1384 و ساعت 08:11 ق.ظ
Desined By Mohamad + Alireza